دغدغه هاي موجود در حوزه علوم انساني بسيار است از منظر پژوهشهاي علوم اجتماعي مسألهمحور نبودن مطالعات علوم انساني و اجتماعي يكي از مشكلات بزرگ محسوب ميشود بنابراين بايد به سمتي گام برداشت كه حل مسائل محوريت پيدا كند در حاليكه در حال حاضر برخي از استادان اين حوزه بر علائق خود تاكيد ميكنند و به حل مسائل توجه ندارند. اساتيد و محققان اين حوزه در راستاي آرمانهاي خود تحقيق ميكنند و اين مسأله در نشريات علمي و پژوهشي نيز مشهود است به گونهاي كه نشريات براي اين چاپ ميشود كه به موضوعي پرداخته شود نه اينكه مسألهاي در كشور حل شود در حايكه بايد به سمتي پيش رفت كه دانش اجتماعي ارتقا پيدا كند.
بومي نبودن تحقيقات از معضلات ديگر علوم انساني است هرچند اين معضل از ابتداي ورود علوم انساني به ايران وجود داشته و اغلب متون از غرب وارد شده و مورد مطالعه و تدريس قرار گرفته است در حاليكه بايد كتابها و مقالات بومي ميشد تا به موضوعاتي پرداخته شود تا مورد نياز جامعه باشد نه اينكه مطالعاتي انجام شود كه با نيازهاي موجود مطابقت ندارد. عدم مطابقت علوم با نيازهاي جامعه موجب ميشود كه اين تصور به وجود بيايد كه شما با افراد گنگي تعامل ميكنيد كه صحبتهاي شما را متوجه نميشوند و علت آن اين است كه اين تئوريها در فضاي ديگري شكل گرفته و اهداف ديگري را دنبال ميكند در حاليكه ميبايست در اين فضا شكل بگيرد تا مشكلات جامعه را حل كند.
كاربردي شدن علوم اجتماعي و انساني بسيار مهم است كه متأسفانه مورد غفلت واقع شده است و در انجام تحقيقات به اين مهم توجهي نميشود در حاليكه بايد تحقيقات كاربردي باشد و در جهت حل مشكلات كشور گام بردارد و اين دغدغه تمام افرادي است كه در اين حيطه فعاليت ميكنند و تلاش مراكز تحقيقاتي بر تحقق اين هدف استوار شده است.
دغدغه چهارم از حاشيه خارج كردن علوم انساني در جامعه است البته تأسيس جشنوارة بينالمللي فارابي و توجه اساتيد و صاحبنظران به اين مسأله تا حدودي در اين راستا قدم برداشته است بخصوص اينكه اساتيد اين حوزه توجه ويژهاي به اين جشنواره داشتهاند و توانستهاند جايگاه علوم انساني را ارتقا بدهند. اميد است كه دغدغههاي موجود در حوزه علوم انساني برطرف شود و اين آرمان تمام افراد و موسساتي است كه در اين زمينه فعاليت ميكنند.