پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
 
 

وحدت حوزه ودانشگاه، بومي سازي و اسلامي سازي علوم انساني
شنبه 3 بهمن 1388 گفتگوي حجت‌الاسلام‌والمسملين حسن‌آقانظري مدير گروه اقتصاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه با خبرگزاري ايكنا: گام اول در اسلامي‌سازي علوم انساني مقارنه تعريف انسان در اسلام با ديگر مكاتب است

به باور مدير گروه اقتصاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، گام اول در اسلامي سازي علوم انساني، تعريف انسان در جهات مختلف در اسلام است، و اين امر با دو واحد درسي معارف اسلامي ممكن نيست، بلكه بايد تعريف اسلامي انسان را ارائه، و به شكل مقارنه‌اي با ديگر تعاريف مقايسه كنيم.
حجت‏الاسلام والمسلمين حسن‌آقا نظري، مدير گروه اقتصاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، در گفت‏وگو با خبرگزاري قرآني ايران (ايكنا)، درباره اسلامي‌سازي علوم انساني در دانشگاه‏ها تصريح كرد: تاريخچه بحث اسلامي سازي علوم انساني از همان روزه‏هاي اوليه پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون مسئله اساسي و سرنوشت‌ساز جامعه ايران به طور عام و جامعه دانشگاهي به طور خاص بوده است. واقعيت اين است كه علوم انساني كه در كشورهاي اسلامي و به خصوص در ايران به طور رسمي مورد تدريس و پژوهش واقع مي‌شود، به شكل تنظيم يافته‌اي در كشورهاي اسلامي بومي سازي نشده است تا ما از اين جهت كه اين علوم، اسلامي سازي شده، در برنامه‌هاي علمي دانشگاه‏هاي خود مورد استفاده قرار دهيم.

وي با بيان اين‌كه در اسلامي سازي اين علوم بحث بر سر اين نيست كه مي‏بايد كلا اين علوم را نفي كنيم، گفت: به هر حال دانشمندان اين علوم در غرب حدود چهارصد سال تلاش كردند، وقت گذاشتند و مشقت‏هاي بسياري را بر خود پذيرفته تا تئوري‏هايي را بيان و تكميل كنند. در نتيجه اين تلاش‌ها رويكردهاي علمي متفاوت شكل گرفت و به تعبير دقيق‏تر، مكاتب و نظريات مختلف يكي پس از ديگري در ساحت‏هاي مختلف علوم انساني از جمله مديريت، علوم تربيتي، روانشناسي، حقوق، سياست و اقتصاد به منصه ظهور آمد.

اين عضو كميته علمي همايش بين‌المللي «بررسي انديشه‌هاي اقتصادي شهيد صدر» افزود: اكنون ما با اين واقعيت و راه رفته در علوم مختلف روبرو هستيم. اسلامي سازي به اين معنا نيست كه كاملا از تجربيات علمي چهارصد ساله غرب كه به طور سيستماتيك انجام گرفته است، استفاده نكنيم و اساسا بهره نبردن از اين علوم بي‌معني است. تنها نكته اساسي اين‏كه بايد توجه داشته باشيم كه آنچه در اين علوم مورد پژوهش بوده بر اساس مباني خاصي در غرب، قوام و شكل يافته است.

وي افزود: در جهان سوم و كشورهاي اسلامي و به خصوص ايران، توجه به اين نبوده كه مباني خاص اين علوم چيست و در كجا شكل گرفته و احيانا اگر رويكرد خود را در اين علوم عوض كنيم، چه اتفاق خاصي مي‏افتد؟ و آيا تغييري لازم است انجام شود يا نه؟ اين بحث واقعا جدي است و هر كشوري حق دارد كه از خود سؤال كند كه به هر حال اين علوم انساني كه شكل گرفته ماهيتا با علوم طبيعي تفاوت‏هايي دارد؟

نويسنده كتاب «نظريه‌پردازي در اقتصاد اسلامي» در بيان تفاوت ماهوي بين علوم انساني و تجربي، تصريح كرد: در علوم طبيعي به عنوان نمونه اگر دارويي در كشور آلمان ساخته شود، بر اساس فيزيولوژي بدن انسان مي‏خواهد تأثير و تأثر داشته باشد و فرض هم بر اين است كه مكانيزم اعضاي بدن يك ايراني از جهت فيزيولوژي با آن انسان آلماني و فرانسوي و يا آفريقايي تفاوت چنداني ندارد. در نتيجه اگر در ارتباط با هر فردي در هر كشوري استعمال شود، تأثير يكساني خواهد داشت.

وي بيان كرد: اگر در صنعت موتور ماشيني طراحي مي‏شود، معين مي‌شود كه در اين دما از هوا، شرايط كاركردش اين چنين است؛ لذا در هر كشوري كه اين شرايط را داشته باشد، اين كاركرد يكسان است و احتياج به طراحي نوين و ايجاد اصلاحات دوباره ندارد. اين بدان معني است كه اين قواعد در تمامي كشورها جهان‏شمولي دارد؛ زيرا اساسا در علوم طبيعي معني ندارد كه بگوييم بر اساس اين مبنا و يا آن مبنا.

مدير گروه اقتصاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، اظهار كرد: هنگامي كه تكنولوژي عملياتي مي‏شود و در قالب فناوري خود را نشان مي‏دهد، اگرچه بايد با شرايط محيطي جامعه‏اي كه به كار گرفته مي‏شود متناسب باشد، اما آن تغييرات، ريشه‏اي و اساسي نيست و تنها از لحاظ كاركردي بايد اصلاحاتي انجام شود. من به اين مباحث علوم تجربي بيشتر وارد نمي‏شوم، اما در كل مي‌توانيم بگوييم كه در علوم طبيعي نظريات، نظريات جهان‌شمولي است.

وي با بيان اين‌كه جهان‌شمولي نظريات علوم تجربي باعث مي‌شود كه هرچند در كاركرد تغييراتي به وجود بيايد، اما از جهت مباني علمي تغييراتي صورت نگيرد، گفت: در علوم انساني اين مسئله وجود ندارد و ما در اين علوم با انسان سر و كار داريم. در مورد اين انسان در گام اول شناخت و در گام آخر رفتار مطرح مي‏شود. اين علوم انساني در ساحت اقتصاد با انسان سر و كار دارد، در ساحت سياست نيز به مسائل مربوط به انسان مي‌پردازد و هچنين در ساحت‏هاي مديريت، روان‌شناختي، جامعه‌شناسي، روابط اجتماعي و حتي در فلسفه علم به انسان مربوط مي‏شود.

حجت‌الاسلام نظري تصريح كرد: در تمامي شاخه‏هاي علوم انساني با انسان سر و كار داريم؛ لذا گام اول اين است كه اين انسان را به عنوان يك موجود تعريف ‏كنيم. سؤالاتي كه در اين‌باره مطرح مي‌شود اين است كه اين انسان چه خصلت و رفتاري در زندگي فردي و اجتماعي دارد؟ اساسا قبل از آن ماهيت و وجود او چيست؟ شناختي كه از انسان داريم چيست؟ اينجا ممكن است شخصي بگويد كه من انسان را چنين تفسير مي‏كنم، مي‏شناسم و ديگري انسان را به شكل ديگري تبيين مي‌كند.

وي با بيان اين‌كه اين كار تا به حال در علوم انساني و در دانشگاه‏هاي ما روي نداده است، اظهار كرد: به عنوان نمونه در ساحت اقتصاد بايد بگويم كه انسان اقتصادي ما اين است و چون اين است ممكن است كه اين رفتارها از وي بروز كند؛ يعني مشخص كنيم كه اقتصاددان ديگري مي‏گويد كه انسان اين چنين است، اما به نظر من اقتصاددان مسلمان در تفسير انسان اين است.

نويسنده مقاله «درآمدي بر شكل‌گيري نظريات علمي اقتصاد اسلامي» افزود: اگر بخواهيم ديد واقع‌بينانه‏اي نسبت به مباني علوم انساني پيدا كنيم، حداقل كار اين است كه اين مباني را مقايسه‏اي تدريس كنيم. به عنوان نمونه در اقتصاد بگوييم كه من انسان اقتصادي را اين چنين تفسير مي‏كنم و او انسان اقتصادي را به شكلي ديگر تفسير مي‏كند و اين دو انسان به تفسير علمي كشيده شوند.

حجت‌الاسلام نظري بيان كرد: در مديريت نيز چنين است و بايد قبل از آن‏كه بخواهيم شاخه‏هاي مختلف مديريت را تدريس كنيم، به دانشجو بگويم كه ما راجع به انسان‏ها و رفتار آنان و چگونگي به نظم كشيدن اين رفتار بحث مي‏كنيم؛ لذا شخصي در غرب انسان را چنين مي‏بيند و من نيز اين موجود را اين چنين تفسير مي‌كنم؛ يعني بايد در مبنا آنچه را كه تأثير دارد و با انسان مرتبط است و از سمت ديگر مفروض مديريت است، بشناسيم.

مدير گروه اقتصاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در ادامه افزود: اين موضوع تنها در مبحث انسان‌شناسي خلاصه نمي‌شود و نبايد تصور كنيم كه با دو واحد درس معارف اسلامي و طرح موضوع انسان از منظر اسلام اين قضيه حل مي‌شود. سي سال تجربه ثابت كرد كه اين دو واحد معارف اسلامي كارساز نيست؛ لذا من بايد به كسي صرفا مديريت خوانده بگويم كه انسان مورد نظر خود را بنويس، از جهت ديگر به كسي كه انسان مديريتي را از جهت اسلامي مي‏شناسد، بگويم كه انسان اقتصادي را بنويسد و انسان‌شناسي را از ديدگاه مديريت تفسير ‏كند و اين گام اول است.

نسخه قابل چاپ
 
     
         
 
 
خانه | بازگشت |
كاربر ميهمان (portalguest_2)


Powered By Sigma ITID.